معنای هدف زندگی

خرید بک لینک

 فرض كنید بیماری دارید كه نیاز فوری به دارویی خاص دارد. از طرفی، شما می‏دانید كه این دارو تنها در یك داروخانه عرضه می‏شود؛ امّا شما این داروخانه را نمی‏شناسید. اكنون درمی‏یابید كه دانستن نام یا مشخصات این داروخانه از طرفی و یافتن آدرس آن از طرف دیگر؛ تا چه حد ضروری و جدی است. یعنی، همان قدر كه دانستن نام و مشخصات داروخانه برای یافتن دارو مهم است، این كه شما از كدام خیابان و به چه شكلی بروید تا به آن داروخانه برسید، اهمیت خواهد داشت. بدون شك اگر نام و آدرس و چگونگی رفتن به داروخانه به صورت اشتباه در اختیار شما قرار گیرد، لطمه‏ای جانسوز و جبران‏ناپذیر برای شما در پی خواهد آورد.

در اولین قدم از جستجو، برای یافتن هدف زندگی و راه رسیدن به آن، پای ما به زنگ خطری برخورد می‏كند كه هر چند تكان‏دهنده است، برای هوشیاری و دقت بیشتر سودمند خواهد بود. آن زنگ خطر با زبان خود به ما چنین می‏گوید: «تنها یك بار این راه را خواهی رفت و یك بار زندگی را تجربه خواهی كرد» این اخطار و گوش زد مهم و جدّی، ما را بر آن می‏دارد كه با دقتی متناسب با اهمیت موضوع و موشكافی بسیار، به كاوش بپردازیم و ضریب اطمینان بالایی برای یافته خود دست و پا كنیم

.
با توجه به نكات مذكور متوجه خواهیم شد كه شناخت هدف زندگی، كار آسانی نیست تا در توان ما یا امثال ما كه خود برای اولین و آخرین بار از این راه می‏گذریم، بگنجد. گویی باید دستی از آستین غیب برآید و با انگشت اشاره‏ای، هدف و سمت و سوی آن را به ما بنماید.
خوشبختانه و با كمال شعف باید بگوییم  در تعیین هدف رسیدن به آن، كاری كارستان كرده است. خداوند مهربان كه دوست دارد ما سعادتمند و نیك فرجام باشیم و برناتوانی ما در این باب، علیم است؛ حكیمانه و مشفقانه در حالی كه به همه جهان هستی احاطه داشته، رمز و راز آن را از آغاز تا انجام می‏داند؛ هدف زندگی و راه رسیدن به آن را به خوبی و پله پله به ما می‏آموزد؛ و ما كه این را كامل‏ترین و مطمئن‏ترین تعلیم می‏دانیم، با استفاده از آیات قرآنی یعنی سخن خداوند آن را برای شما باز می‏گوییم.
خداوند متعال در آیات گوناگون این حقیقت را برای ما بازگفته است كه همه جهان هستی و از جمله انسان به عالم بالا بازخواهند گشت و فرجام تمامی امور و پایان زندگی به سوی خداوند و از آنِ اوست:
«
وَ إِلَی اللّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و فرجام كارها به سوی اوست»، (لقمان / 22).
«
وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و فرجام همه كارها از آنِ خداست»، (حج / 41).
«
وَ إِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ و [همه] كارها به سوی خدا بازگردانده می‏شود»، (آل عمران / 109).
«
اللّهُ یَبْدَوءُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ خدای متعال خلق را آغاز می‏كند و سپس خلق را برگشت می‏دهد، سپس [شما انسانها ]به سوی خدای متعال برگشت داده می‏شوید»، (روم / 11).
بر این اساس هدف، غایت، فرجام و آرمانی كه اسلام برای بشر تصویر كرده است، فقط خداست و بس. آدمی با جدا شدن از اصل و حقیقت خویش كه همان «روح خدا» است، دوباره به سوی خداوند در حركت است و در واقع تمامی جهان به سوی آن هدف در سیلان و جریانند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم رو به سوی آن هدف و غایت داریم. هدفی كه ماوراء زندگی و عالم مادی بلكه محیط بر عوالم بالاتر، برتر و دیگر است. «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»، (بقره/ 156). بنابراین، هدف از زیستن آدمی در این دنیا، بازگشت مختارانه و آزادانه اوست به اصل خویش؛ و این عبارت است از حركت و صعود و بازگشت به سوی خداوند.
به بیان دیگر، انسان باید تلاش كند تا به حقیقت اصلی خود نائل شده، در موطن حقیقی یعنی قرب حضرت حق فایز گردد.
اما چگونگی رسیدن به این هدف و كیفیت این بازگشت را نیز خداوند متعال خود روشن ساخته است. حضرت حق، رسالت تبیین این چگونگی را بر دوش برترین انسان‏ها یعنی انبیاء قرار داده است و در واقع در پرتو پیروی از ایشان و عمل به هدایت‏ها، ارشادات و تعالیم آنان است كه آدمی می‏تواند به اصل خود یعنی حقیقت انسانیت و روح خدا كه هدف اصلی، اصیل و اساسی زندگی اوست، دست یازد. به بخشی از آیات خدا در این باب توجه فرمایید: «...فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْكُمْ ذِكْراً * رسُولاً یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِ اللّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ...؛ پس ای خردمندانی كه ایمان آورده‏اید! از خدا بترسید. راستی كه خدا سوی شما تذكاری فرو فرستاده است: پیامبری كه آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت می‏كند، تا كسانی را كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‏اند، از تاریكی‏ها به سوی روشنایی بیرون برد»، (طلاق / 10 ـ 11).
این آیات با لحن خاصی این حقیقت را مطرح می‏كنند كه پیامبران آمده‏اند تا با دستگیری انسان، او را از تاریكی‏هایی كه به واسطه تنزلش از موطن اصلی خود، در آن افتاده است، خارج ساخته و او را به سوی نور كه همان حقیقت انسان و «روح خدا»بودن اوست، ببرند.
«
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً * وَ داعِیاً إِلَی اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً؛ ای پیامبر، ما تو را [به سِمت ]گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم؛ و دعوت‏كننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی تابناك»، (احزاب / 45 ـ 46).
این عبارات نیز بخوبی حكایتگر این حقیقت است كه بعثت انبیا برای دعوت به سوی حضرت حق است و آنان همچون چراغی تابناك، روشنگر راه آدمی در رسیدن به مقصود و هدف زندگی‏اند.

بنابراین، بر اساس آیات قرآن چند امر روشن است::
اول: هدف زندگی خارج از آن و در پایان راه آن قرار دارد، نه در متن آن.
دوم:هدف زندگی رسیدن و بازگشت به حقیقت اصلی خود یعنی «حقیقت انسان» و «روح خدا» است.
سوم:خداوند چگونگی و كیفیت رسیدن به این هدف را توسط انبیاء الهی برای ما روشن ساخته است. خداوند در كنار عقل كه حجت درونی است و در راه رسیدن به هدف زندگی ما را به كلیاتی رهنمون می‏كند انبیا و كتب آسمانی را به منظور راهنمایی و معرفی جزئیات این راه و مسیر، فرستاده است.
چهارم:ایمان و عمل صالح دو ركن اصلی و مهم برای نیل به هدف حقیقی زندگی تلقی شده است

.
از همه آنچه به طور فشرده و اجمالی گفتیم، روشن می‏شود هدف زندگی برای نوجوان، جوان، دانشجو، كارگر، كارمند، پزشك، عارف، هنرمند، معلم، زن، مرد و در یك كلمه «انسان»، یكسان است و البته هر كس به اندازه ایمان و عمل صالح خود كه دارد و یا كسب می‏كند، می‏تواند به هدف حقیقی زندگی دست‏ یابد. معنی این سخن این است كه عارف بودن یا مذهبی بودن، لزوما از هنرمند بودن، یا جوان بودن یا تلاشگر و ساعی بودن یا پزشك و كارگر و ... بودن جدا نیست؛ بلكه صاحبان هر شغل و هر حرفه و دارندگان هر ذوق و طبعی، می‏توانند با شناخت صحیح هدف زندگی و چگونگی رسیدن به آن و به كار بستن اعمال، عقاید، اوصاف و اخلاق بخصوصی و در یك كلام «ایمان و عمل صالح» در سیر به سوی خداوند و بازگشت به حقیقت انسانی شركت جویند.
در پایان دردمندانه باید بگوییم كه ما در اثر غفلت و مهجور بودن از این كه در چه مقام و منزلتی، منزل داشته‏ایم و اكنون چه گشته‏ایم، رنج نبرده و آسوده خاطریم. اما اهل معرفت و جان سوختگانی هستند كه از این غربت بسیار در رنجند و روحشان در آرزوی بازگشت به عالم بالا، بی‏آرام و قرار؛ در انتظار پرواز و خالی كردن قالب بدن است.
به امید آنكه خداوند همه ماو انسان‏های حقیقت‏جو را در شناخت هدف زندگی و رسیدن به آن، یاری دهد و ما را از اهل معرفت و نوشندگان شراب وصل گرداند

..
از منابع زیر نیز می‏توانید استفاده نمایید:
1.
فلسفه و هدف زندگی، محمد تقی جعفری.
2.
زندگی ایده‏آل و ایده‏آل زندگی، محمد تقی جعفری.
3.
انسان از دیدگاه اسلام، عبدالله نصری.
4.
فلسفه و هدف زندگی، زین العابدین قربانی.
5.
هدف زندگی، شهید مرتضی مطهری.
6.
عبدالله نصری، تكاپوگر اندیشه‏ها (زندگی، آثار و اندیشه‏های استاد محمد تقی جعفری)، ص 220

 

 در فلسفه اخلاق باید به دنبال پیدا کردن هدف زندگی بود هدف زندگی از قبل توسط ادیان یا فیلسوفان مشخص شده و وظیفه من پیدا کردن هدف زندگی است مثلا اهدافی که در دین (مثل عبودیت) مطرح شده اهداف زندگی هستند و وظیفه من شناخت هر چه بیشتر آن و حرکت به سوی این هدف است

در مقابل عده ای معتقدند هدف زندگی یک امری است که خود آن را باید بیابیم و خود به آن برسیم وهر کس باید خودش به زندگیش معنی بدهد و چیزی از قبل مشخص نیست در این نظریه در واقع فرد زندگی را پوچ می دانند ؛«ویکتور فرانکل بنیانگذار معنادرمانی قائل به جعلی بودن معنای زندگی بود که این از 3 راه امکان پذیر است :

راه اول كساني هستند كه زندگي خودشان را چنين معنا مي بخشند كه مي گويند من فلان اثر را بايد پديد بياورم يا فلان كار را بكنم. اينها در واقع از اين راه به زندگي خود معنا بخشيده اند كه زندگي خودشان را يك پروژه كرده اند يعني مي گويند: كل زندگي من يك پروژه است براي اينكه در نهايت يك پديده آفريده شود يا يك كاري انجام بگيرد.

راه دیگر از معنا دادن به زندگي كه به گفته دكتر فرانكل امكان پذير است، اينكه من زندگي ام را يك پروژه ندانم، بلكه به زندگي با يافتن تجارب معنا بدهم. اوّلي جنبه فعالانه داشت و دومي جنبه منفعلانه. آن مي گفت كاري بكنم يا چيزي پديد آورم. اين مي گويد: چيزي بيابم. دومي مي گويد من همه زندگي من در جهت آن است كه حال خاصي به من دست بدهد، به جاي خاصي برسم و به چيزي دست بيابم، نه اينكه كاري بكنم و چيزي پديد بياورم.

راه سوم معنايي است كه بيشتر مورد نظر خود ويكتور فرانكل مي باشد، و آن اين است كه كساني از اين راه معنا به زندگي خودشان معنا مي دهند كه با درد و رنج هاي اجتناب ناپذير زندگي چالش (Challenge) مي كنند يا به گفته متعارف گلاويز مي شوند. كل زندگي آنان يك گلاويزي است با درد و رنج هاي اجتناب ناپذير. در واقع داشتن طرز تلقي نامتعارف و نامعقولي با درد و رنج هاي اجتناب ناپذير. اين به زندگي آنان معنا مي دهد.»(1)

اما اینکه هدف زندگی چیست برخی رفاه و آسایش بشر ، برخی انسان مداری (مکاتب اومانیستی )را و برخی قدرت و برخی نیرو  وبرخی تجرد روح از علایق مادی(مکاتب هندی) را از اهداف زندگی دانسته اند سوال اصلی اینجاست که آیا برای رسیدن به معنا و هدف زندگی از متون دینی استمداد جست یا از عقل محض یا حتی از ترکیبی ازاین دو؟ درهر 3 صورت جواب بسیار متفاوت است عقل محض بعضا چیزهایی می گوید که شاید دین آن را نپسندد لذا فردی که می خواهد که هدف زندگی را برای خود ترسیم کند قطعا باید به این سوال پاسخ بگوید مثلا در قرآن کریم در آیاتی اشاراتی به بحث هدف زندگی شده است :

- اِنَّ صَلوتي و نُسُكي وَ مَحيايَ و مَماتي لَلّهِ رَبّ ِالعالمينَ همانا نماز من، عبادت من، زندگی و مرگ من، از آن خداوند، پروردگار عالمیان است. (2)

-و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون و نیافریدم جن و تانس را مگر برای عبودیت (3)

- و الی الله ترجع الامور همه چیز بسوی خدا برمی گردد(4)

***نگاهی به آینده و امید به زندگی***...

ما را در سایت ***نگاهی به آینده و امید به زندگی*** دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: نسرین محمدی بازدید: 156 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1391 ساعت: 1:26

صفحه بندی