هر فردی برای رسیدن به هدف های زندگی شیوه های را ترسیم می کند و تمام رفتارها و کارهایش را برای رسیدن به آن هدف خاص معنا دار می کند . مثال بارز این قضیه در زندگی دینی که هدف آن رسیدن به رضایت و قرب الهی است معلوم می شود که فرد کارهای مباح زندگیش مثل غذا خوردن ، استراحت و مسافرت همه را برای خدا انجام می دهد به این صورت که با مراعات احکام الهی در این رفتارهای مباح و اینکه آن ها را مقدمه ای می داند برای انجام عبادت هدف خود را تنها کسب رضایت الهی می پندارد لذا همه کارهای او برای همان رضایت الهی انجام می شود .در واقع هر کار فرد نردبانی است برای رسیدن به آن هدف اصلی که در نظر دارد و همه کارها و سخنان باید هماهنگ شده با آن هدف اصلی انجام گیرند.
نکته آخراینکه تا بحث هدف زندگی فرد مشخص نشود زندگی او هم کمی و هم کیفی نابسامان است و رفتار و گفتار و پندار او دچار نوعی آنارشی و ناهماهنگی و سرشار از تناقض است لذا هر فردی باید در خلوت خود تکلیف خود را با این بحث اساسی مشخص کند به تعبیر آلبرکامو(5) معناي زندگي فَوْري و فَوْتي ترين مسأله است. و بر هر بحثی و هر مساله ای تقدم نظری و عملی دارد .
پی نوشت ها
1. مقاله «هر کس باید خود به زندگی خویش معنا ببخشد» مصطفی ملکیان
2. انعام 172
3. ذاریات 56
4. آل عمران 109
5. Albert Camuرماننويس، مقاله نويس و نمايش نامه نويس فرانسوي (1960ـ1913) و برنده ي جايزه ي نوبل ادبيات در 1957
ما را در سایت ***نگاهی به آینده و امید به زندگی*** دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: نسرین محمدی
بازدید: 204